السيد الخميني
387
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
انجام بدهند ، مىخواهند غير مستقيم اين كار را انجام بدهند كه به مردم بفهمانند كه آقا توبهء اين آقا اين است ! اين توبهاى كه دارد مىكند و در پيشگاه ملتْ عذرِ تقصير مىخواهد و التزام مىدهد و ضمانت مىكند ، اين الآن كه توى زبانش التزام و ضمانت است زير عبايش تفنگ است ! اين را ملت باورش بيايد ؟ ! كدام ملت ، كدام احمق باورش مىآيد اين را ؟ ! چه كسى اين مطلب را باورش مىآيد ؟ آنها هم كه مطالعه در حال شما نكردهاند ، آخر باورشان مىآيد يك همچو مطلبى كه با هم تو اين كار را دارى انجام مىدهى ؟ كسى احتمال مىدهد كه نظامى بدون اينكه شاه امر بكند آدم بكشد ؟ ! نظامى به روى مردم آتش روشن كند بدون اينكه امر مستقيم شاه در اين مسأله باشد ؟ ! اينها در اين جلسهاى كه داشتند فكر عليلشان به اين منتهى شد كه بياييد يك كارى بكنيم كه اعليحضرت را مصون نگه داريم و بگوييم كه آقا توبه كار است لكن نظامى ، خودش كار خودش را انجام بدهد ! اينها نظامى هستند كه اين را انجام مىدهند نه شاه ! و جورى اينها ترتيب آن را دادند كه خود مطلب - متن قضيه - مطلب را روشن كرد كه چه هست : همان قضيهء دم خروس است ! متن قضيه معلوم بود كه اين يك صورتسازى است . و به نظر انسان مىرسد كه اينهايى كه اين مطلب را تنظيم كردهاند ، با اينكه از آن طرف ديدند كه رياكاريها به جايى نرسيد ، حكومت نظامى و سرنيزه هم به جايى نرسيد ، خوب ، ضم اين دوتا ، ضم [ لا ] شىء به لاشىء است ، ضم هيچى به هيچى است ؛ آن به جايى نرسيد ، اين هم به جايى نرسيد ، خوب دوتايش هم همان است ديگر ! به جايى نمىرسد . اينها در عين حالى كه اين معنا را ديدند ، اين طرح را دادند كه مردم در خود طرح بفهمند كه مسأله اين نيست كه ايشان مىگويد من توبه كردم و يك انتخابات آزادى و يك - عرض مىكنم - مملكت صحيحى و مستقلى و آزادى بعد از اين من تحويل مىدهم . همين حالايى كه دارد مىگويد « استغفر اللَّه » و « التوبه » ، همين حالا مسلسلهاى او با امر او دارند مردم را مىكشند ! همين حالا كه « التوبهء » او باز قلمش خشك نشده ، قم را به آتش زدند ، زنجان را به آتش زدند . ساير مملكت هم حتماً اين چيزها هست كه ما لا بد تا عصرى يا شبى اطلاع پيدا مىكنيم . نمىشود اين مردم را ديگر بازى داد ؛ فكر ديگر بايد